رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 19 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

ولنتاین

1393/11/26 13:54
نویسنده : رومینا
444 بازدید
اشتراک گذاری

دنیا رو حتی با نیم خنده ی پسرم عوض نمیکنم .

و میخنده یعنی تمام اورگانهای بدنم جون میگیرن  .

خدا رو شکر که چشم دارم ٬ ببینم و زبان دارم که بگویم دوستت دارم .

  اخ که هنوزم سرمستم و دیونه  . وقتی که پنبه نرم و نازک من میاد بغلم میکنه و میگه نومینا جونم دوستت دالم  . به جرات میتونم بگم که واقعا   مست میشم بغل

شازده من تو پاکی  تو مقدسی . میپرستمت نازنینم بوس

 این روزها رادوینم  خیلی  تفریحاتش فرق کرده   . به همه چیز دقت میکنه .  یه عکسی گرفته بودم که مجبور بودن گردنبندم رو دربیارم  و گردنم هیچ  چیزی نبود وقتی رفتیم عکس رو بگیریم رادوین سربع گفت نومینا  چرا گردنبندت نیست تعجب  خیلی تعجب کرده بودم  چون با اولین نگاه  سریع متوجه شدچشمک

 عاشق کباب  هست . به قول رادوین کاباب 

 دستشو میندازه دور گردنم و میگه مامان  یه لحظه دلم واست تنگ شد بغل

دیشب کنارم داشتم میخوابوندمش  یه لحظه سرم رو برگردندم سمت احسان  داشتم صحبت میکردم   رادوین زود گفت  مامان نومینا برگرد سمت من  سمت من خوبه هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا خنده  

 همچنان موقع خواب باید دستم تو دستش باشه 

 

 

دوهفته پیش بود که محسن  اینا همه رو دعوت کردن خونشون تهران  و همه دوستان متین و مهسا ملینا و هومن و عمو سامان جواد اناهیتا و سوسن و یاسمین منیر و هلیا و  و دکتر  همه اونجا بودیم و یه شب خیلی خوبی در کنار دوستان داشتیم و رادوین کلی رقصید ولی اخر  سر موقع خوابش شده بود و اومد گفت نومینا من خوابم میاد من رو بغل کن بخوابم  و اومد بغلم و زود خوابید بغل

 

این عکس مربوط میشه به روزی که صدا و سیما اومدن خونمون با ما مصاحبه کردن درمورد خانواده شاد خنده

مادرشوهری چون رابط بهداشت هست مسئولشون گفته بود که کسی رو معروفی کن از صدا سیما بیان باهاشون مصاحبه بکنن در مورد چطور شاد زیستن . ولی نمیدونستم که خونه میان . 1 ساعت مونده به اومدنشون فهمیدم که قراره خونه مصاحبه بکنن ترسو سریع خونه رو مرتب کردم ولی استرس بدی داشتم نمیدونستم  که چی باید بگم   لحظه مصاحبه صدام میلرزید و قاطی کرده بودم رادوین هم یه لحظه  یه جا نمی نشست .  روز پنجشنبه  30 بهمن احتمالا صبح ساعت 11 تا 12 تلویزیون پخش میکنه  از شبکه قزوین .خندونک

 

روز جمعه ایی خونه منیر   عزیزم 

بابا حسن و رادوین 

 

3 روز تعطیلی رو قصد داشتیم که بریم شمال ولی هوا کمی بارونی شده بود و تصمیم گرفتیم که  بیرون شهر جوجه ببریم . 

روز چهارشنبه  رفتیم فدک و زیر بارون کلی مزه داد و با فهمیه جون و مامان و بابا حسن و خاله نگین و مادر (ماردبزرگ خودم ) روز خوبی  در کنار هم داشتیم و کلی شاد بودیم .

وتصمیم گرفتیم که فردا پنجشنبه بریم تهران خونه بابا حسن و کوروش عزیز  

 اون شب برای ما خیلی شب خوبی بود  در کنار بابا حسن و کوروش پسرش  خیلی بهمون خوش گذشت .  و خاله نگین و مامان رفعت هم با ما بودن .

 وقتی که رسیدیم اول رفتیم تندیس   کمی خرید کردیم ولی ما بیشتر در کنار رادین تو شهر کتاب بودیم 

 

رادوین اونجا کلی  لذت برد و نقاشی کشید و  بازی کرد  بیشتر تو اسباب بازی ها دنبال ماشینهای بزرگ می رفت و بلند میگفت من هیچی تو خونه اسباب بازی ندارم برام بخرید خنده  هر چی می گفتم رادوین  شما تو خونه یه عالمه ماشین داری   باهاشون بازی میکنی   میگفت نه برام بخرید من هیچی ندارم خنده

 تو تندیس بودیم که کوروش اومد دنبالمون  و تو مسیر از کوچه هایی میگفت بریم که خاطرات کودکیش اونجا بوده   کوروش از 5 سالگی تو انگلیس بوده  تا الان که 52 ساله هست که 1 ساله که اومده ایران و کلی تو اون کوچه های الهیه و خیابون فرشته  خاطره های داشت و همسایه پرفسور حسابی بودن و خونه خواننده دلکش و مرضیه  رو بهمون نشون داد  یه باغ خیلی بزرگی بود  که 4 تا خونه با هم فاصله داشتن . و بابا حسن 93 ساله ما  هم  از خاطراتش واسمون میگفت و عکسهای قدیم روبرامون اورد   و کلی در مورد گذشته خودش گفت . واز تجربه هاش  گفت که چطور باید از زندگی   لذت ببرید  و من به خاطر اینکه یادم نرده فیلم گرفتم همه حرفهاشو تا   همه سرمشق زندگیم بشه .  امید به زندگی بابا حسن واقعا تحسین بر انگیز بود  .  به بابا حسن گفتم  که بابا حسن چند سال امریکا زندگی کردی  و نمیخوای دوباره بری ؟ گفت که 30 سال اونجا بودم ولی نه نمیخوام برم   میخوام که برم پاسپورتم رو درست بکنم تمدید بزنم بعد  برم دور دنیا رو بگردم  تو 93 سالگی زیبا واقعا  تعجب کرده بودم از این همه روحیه خوب و شاد .  میگفت که سعی کنید ذهنتون رو ازاد کنید  و لذت ببرید .  همش زیر گوشم میگفت رادوین پسرت فرشته هست   حواستون بهش باشه  شما باید این  گل رو تبدیل به دسته گل کنید و گلزارش کنید و با هر حرف برامون شعر میگفت  که همه رو نوشتم و فیلم گرفتم . واقعا درکنارشون خیلی  لذت بردم . 

پنکک زدن رادوین .  درغیاب  من رادوین دست به این  کارها زده محبت

 روز ولنتاین هم تصمیم گرفتم با رادوین میزی بچینیم برای همسر جون 

این کیک رو   به کمک رادوین درست کردم 

 

 شب خیلی  خوبی بود . 

امروز روز سپاس گذاری از خداوند است

زیرا که عشق را آفرید تا یادمان باشد کسی هست برای عاشق بودن

تا با تمام وجود به او بگوییم

عشق من روزت مبارک

 

پسندها (11)

نظرات (18)

مامان گل پسر
26 بهمن 93 16:33
ای جونم رادوین عزیزم که اینقدر دلت بزرگ و مهربونه.. از الان گوشیم رو میذارم روی هشدار که ساعت یازده روز پنج شنبه یادم نشه .. راستی! تا حالا با مقنعه عکس نداشتی.. مثل همیشه همه ی نوشته هات و عکس ها قشنگن.. ولنتاین هم مبـــــــــارک
رومینا
پاسخ
مرسییییییییییییییییییی دوست مهربونم ممنونم . لپ ساتیار جونم رو بببوسید که عسله
مامان مهراد
27 بهمن 93 9:27
سلام رومینا جون. به به میبینم که تو این مدت حسابی سرت شلوغ بوده. چه میز عشقولانه و خوشگلی چیدی و چه کیکی مهراد هم به گردنبند من خیلی حساسه و وقتی ندارم میگه تو چرا گردنبند ننداختی؟ و اینکه ما هم باید همیشه دست در دست آقا مهراد و رو به ایشون بخوابیم.
رومینا
پاسخ
امسال دیگه واسه شوهری سنگ تموم گذاشتیم خیلی خوشحال بود وای نمیدونم چطور از سرش بندازم اخهگاهی اوقات خودم خسته میشم همش دستم باید تو دستش باشه ممنونم مهری عزیزم
مامان مهری
27 بهمن 93 9:32
چقدر با مقنعه قیافه ات عوض شده. . شبیه خانوم معلم ها هم نشستی ها. رادوین چقدر با موهای بلند قیافه اش عوض شده. برای رادوین و رومینا عزیزم.
رومینا
پاسخ
اره خیلی تغییر میکنم چند روزه که کمی جلوی موهاشو خودم کوتاه کردم اخه میرفت تو چشماش
مینا حسینی
27 بهمن 93 15:16
سلام به قول رادوین جونم نومینا جون ولنتاینت مبارک دوست من عاشق این انرزیتم چثد خوشگل اون کیک با تزیینات رادوینی انشاله همیشه همین طور قبراق باشی ما ازز شما یاد بگیریم افرین به این خونواده شاد همیشه شادو سلامت باشیین همیشه بشی تمثیلی بیستی برا همه مامانا دنیاو عزیزم خیلی این ابراز احساسات رادوینو دوست دارم ینی دلم جیلی پیلی میره برا این کاراشون لپشو بکش کلی ببوسش
رومینا
پاسخ
ممنون مینا جون عزیزم قربون اون همه لطف و مهربونیت شما هم ارتینم رو ببوسید
کیان
30 بهمن 93 14:20
خاله من چقدر بد شانسم چند ساعت وبلاگتونو دیر خوندم . فکر کنم شانس دیدن رادوین جونو تو تلویزیون از دست دادم
رومینا
پاسخ
اشکال نداره
مامان گل پسر
30 بهمن 93 15:07
صبح یه کاری برام پیش اومد.. برنامه رو ندیدم..
رومینا
پاسخ
مامانی رادین
30 بهمن 93 23:48
سلآم عزیزم ولنتاین تون مبارک میزت عالی شده مثل همیشه عالی بود عکسای رادوین گلم مثل همیشه عالی بود مخصوصا اون عکسی که با اراد بود آدم میخواد بخورتش رادینم شبا باید سمتش بخوابم و روی دستم بخوابه تا برگردم یه دفه خودشو میندازه وسطمون وای رومینا صبح یادم رفت برنامه رو ببینم تکرار نداره
رومینا
پاسخ
ممنون عزیزم برنامه رو ضیط کردم خیلی خنده دار بودم
آویسا
1 اسفند 93 21:20
به به مینیما جون چه باسلیقه...
رومینا
پاسخ
محمد
4 اسفند 93 6:15
سلام تخفیف نوروزی فروشگاه اینترنتی تلیپ [telip.ir] برای مدت محدود شروع شده پس فرصت رو از دست ندهید مهم اینه که حراج واقعی باشه...
♥ایدا♥
4 اسفند 93 20:00
چه پسره گلی دارین خیلی خوشگله به منم سربزنید اپم خوش حال میشم اگه با لینک کردن موافقید خبر بدید ولنتاین مبارک
رومینا
پاسخ
عاطی مامان elaaaaa
6 اسفند 93 11:16
وای چقدر لذت بردم از این پستت خیلی خیلی عالی بود رومینا جونم با حجاب شده بودی خیلی پست قشنگی بود بهم خوش گذشت منم آپم با پست تولد الی که کاملش کردم رادوین رو از طرف من گاز بگیر
رومینا
پاسخ
ممنون عاطفه عزیزم
مامان کیان کوچولو
6 اسفند 93 15:04
عزیزم صد آفرین به این خانواده ی شاد .. ولنتاینتون هم مبارک .. صد آفرین به این آرتین گلپسر شاد و مهربون
رومینا
پاسخ
دومین جشنواره کتابهای صوتی
7 اسفند 93 12:53
دوست عزیز دومین دوره جشنواره تولید کتابهای صوتی برای کودکان و نوجوانان(بخصوص کودکان و نوجوانان)آغاز گردیده است.از شما عزیز گرامی برای شرکت در این طرح خیرو فرهنگی و همچنین پذیرفتن عنوان همکار افتخاری دعوت بعمل می آید
سمیرا
8 اسفند 93 18:57
سلام عزیزم خوبین؟ ای جانم چقد این گل پسر ناز و دوس داشتنیه خدا حفظش کنه عزیزم رو جالب بوده حرفای بابا حسن.... امیدوارم همه بتونن شاد باشن اون مصاحبه خیلی باحال بود کاش زودتر میدیدم و نیگا میکردم!
رومینا
پاسخ
مرسی دوست عزیزم
پانیذ
9 اسفند 93 13:30
رومینای عزیزم خیلی خوشحالم که از کنار رادوین بودن و زندگی تا این اندازه لذت می بری و از صمیم قلب آرزو دارم همیشه همین قدر شاداب و زنده باشین و زندگی هر روز برای خانواده ی خوبتون بهتر بشه.
الهه مامان مبین
9 اسفند 93 17:29
ولنتاینتون هم مبارک ( با کلیییییییییییییییییییییییییییییی تاخیر ) این ماه اسفند خیلی خیلی کم به نت میام بوووووووووووووووس برای عسل خاله
مامان آنيسا
19 اسفند 93 18:02
سلام عزیزم با تاخیر ولنتاین مبارک همیشه شاد باشین عزیزم
فرشته
10 فروردین 94 11:31
سلام رومیناجون اولین باروبلاگتوخوندم خیلی بااحساسی عزیزم مطلبات بهم حس خوبی دادحتمابازم میخونمشون رادوین خوشگلتوببوس
رومینا
پاسخ
خیلی ممنون دوست عزیزم